nuxte

"..."

 

"اس اس"

خوب كاري رو كه بلد نيستي نباس انجامش بدي

اما هميشه اينطور نيس

يه وختايي

باس همون كاري رو كه بلد نيستي

انجامش بدي

اين درست همون لحظه اييه كه ريدي تو كارت.

 

 "wc "

ميدوني چييه

من نمي تونم اينجوري وايسم

تا تو لعنتي كارت تموم بشه

كسي چه ميدونه

شايد اصن كسي اين تو نباشه

يا شايدم تا حالا مرده باشه

يا شايدم...

اَه بخشكي شانس

بهتره برم تو اون يكي صف

شايد اونجا كسي باشه كه بخاد بياد بيرون.

 

 "..."

تو لعنتي نميخاي بفهمي

يعني تو هيچ وقت نميخاي بفهمي

كه چه سخته

 وقتي يادت ميره مسواكتو بزني.

 

 "چیزه"

راستشو بخواي

اين روزا درگير يه چيزيم

يه چيز عجيب

يه چيزي كه تو لعنتي هم

يه جورايي در گيرشي

يه چيزي كه هر كي ميتونه درگيرش باشه

يه چيز عجيب.

 

"اروتیک بازی"

این سوراغی که‌ تو بهش میگی مدرسه‌

الان یکی ازش دراومده‌، نابغه‌،

که‌ به‌ بیشتر مدرسه‌ها سر میزنه‌!

 

"اوه مسیح"

اینجا یه‌ دره‌

یه‌ در فولادی بزرگ

یه‌ در که‌ میتونه‌ به یه‌ حیاط، یه‌ دالون، یه‌ چاردیواری، یه‌ کرسی، یه‌ شب خواب یه‌ صبح طناب ختم بشه‌

اینجا یه‌ دره‌

یه‌ در فولادی بزرگ

 

 "؟"

میتونم از سوراخ در همه‌ چی رو ببینم

گوشتای مُردار

دست و پای مُثله‌ شده‌

چشای از حدقه‌ بیرون زده‌

روده‌های ولو شده‌

کله‌های بریده‌

مردایی که دله‌ دزدی میکنن

همه‌ چی رو میشه‌ دید

جز پشت در كه نبايد ديده بشه.

 

"attack"

در یخچال و که‌ وا میکنم

عینهو یه‌ لابراتوار میمونه‌،

کرمایی که‌ تو گوشتای گندیده‌ وول میخورن،

مگسکهایی که‌ نیاکانشون ماهها پیش

 یهویی سر از اونجا درآورده‌ بودند،

جلبکهایی که‌ ته‌ بطریها دارن رنگ میبازن،   

همه‌ یه‌ جورایی چششون به‌ دره

تا یکی بیاد

یکی که‌ مهم نیست کی باشه‌،

درو وا کنه‌ و بدون اینکه‌ حرفی بینشون بدل بشه‌ 

یا تو چشای هم زل بزنن

به‌ سوی مردی که‌ ماههاست روی کاناپه‌

 اخطاریه‌ شرکت برق تو دستشه‌

هجوم ببرن.

 

" @ " 

نه تا حالا هيشكي نتونسته اينكارو بكنه

حتي تو

اره با توام خره

حتي تو نميتوني يه دقه خفه خون بگيري.

 

 "unison"

ميدوني چييه

مشكل يكي دو تا نيس

باس باهاش را بياي

وگرنه تو همين پس كوچه ها كونتو جر ميدن

كَسييم به خايه ش نيس.

 

 "!"

راستشو بخاي

ديروز رفتم ملاقاتش

توفير چنداني نكرده بود

جز اينكه منو نديد

يعني هيشكيو نمي ديد

لامصبا ناكارش كرده بودن.

+  ۱۳۹۱/۰۵/۱۳   ئالان عەرەب  |